هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )

366

سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )

مىسپردند او را به خاك سپرد . اتفاقا در آن روز خورشيد گرفت . ( 1 ) برخى از مسلمانان گفتند اين خورشيد گرفتگى بخاطر مرگ ابراهيم است ، و عده‌اى روى اين نظر پاى فشردند . پيامبر ( ص ) دريافت كه سكوت كردن در چنين مورد كه خرافه‌اى ميان مردم پراكنده مىشود و چه بسا به عقيده‌اى بدل شده نسل از پى نسل در ميان مردم منتقل شود و به اسلام گزند برساند ، روا نيست ، زيرا ستارگان داراى نظام دقيقى بوده بر پايهء قوانينى ثابت حركت مىكنند و امكان ندارد كه از نظام و مدار خود منحرف گردند . اگر چنين چيزى ممكن بود ، همهء موجودات با نابودى و ويرانى مواجه مىشدند . از اينرو پيامبر ( ص ) زمينه‌اى براى گسترش اين انديشه و نظاير آن باقى نگذارد و به مسلمانان فرمود : « خورشيد و ماه دو نشانه از نشانه‌هاى خداوند مىباشند و براى مرگ هيچ‌كس از انسانها به هر پايه از عظمت كه برسد ، نمىگيرند و براى زندگيش نيز به حال عادى بازنمىگردند . پس چون اين رويدادها را ديديد با نماز و دعا به درگاه خدا ناله و زارى كنيد . » ( 2 ) سورهء برائت هنگامى كه ماه ذيحجهء سال نهم فرا رسيد ، آيات نخستين سورهء برائت فرود آمد . پيامبر نيز ابو بكر را روانه نمود تا به همراه مردم حج بگذارد . در آن هنگام هنوز مشركان با مسلمانان در انجام فريضهء حج شركت داشتند و در زمان حج مؤمنان به خدا و گروندگان به بتها و طواغيت در مكه گرد مىآمدند . ابو بكر با مسلمانان همراهش رفت تا در آن سال سرپرستى حاجيان را به عهده بگيرد . آنها به ذى الحليفه كه ميقات و امروز معروف به مسجد شجره است رسيدند . در اين هنگام پيك وحى بر پيامبر فرود آمد و به او فرمان داد على را بجاى ابو بكر به اين مأموريت بفرستد ، و به او فرمود : « اين آيات را جز تو يا كسى از تو به مردم نخواهد رساند . » پيامبر ( ص ) على را روانه كرد و به او فرمان داد آيات را از ابو بكر بگيرد و خود در مكه به مردم ابلاغ نمايد . على ( ع ) در ذى الحليفه آيات را از ابو بكر گرفت . ابو بكر